ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
67
سفرنامه شاردن ( فارسى )
آتشسوزى آسيب ديده مرمت كنند ، و از اين پس همهء آنچه به فرانسويان مقيم امپراتورى عثمانى متعلق است زير حمايت پادشاه فرانسه قرار مىگيرد . 4 - از اين پس سفير فرانسه در دربار عثمانى سرپرست بيمارستان مسيحيان اروپايى ، واقع در قسطنطنيه خواهد بود ، و مراسم مذهبى تنها به دستور وى در آن جا به عمل خواهد آمد . 5 - به موجب اين قرارداد همه فرانسويانى كه به اسارت تركها درآمدهاند يا از اين پس به اسارت در مىآيند رها و آزاد خواهند شد به شرط اينكه در صفوف سفاين جنگى و سپاهيان دشمنان عثمانى گرفتار نشده باشند . اينها مواد اصلى و اساسىاى بود كه تغيير يا افزايش آنها به مواد قرارداد قديم پيشبينى و موافقت شده بود . همين كه مواد قرارداد بدين شرح تنظيم ، و پيشنويس آن آماده شد مترجم مقدم سفارت فرانسه كه تجربت آموخته و زيرك بود به نوانتل به تأكيد تمام توصيه كرد پيش از آنكه قرارداد از سواد به بياض نيايد و مبادله و امضا نشود جلسه را ترك نگويد . اين توصيه كاملا عاقلانه بود ، اما سفير فريب خورد ، سخن پانهاوتى را كه گفت : اين كار نشان عدم اعتماد به شخصيت مهردار خاص مقام خلافت و توهين و بىحرمتى به اوست ، باور كرد ، و پيش از آنكه كار امضا و مبادله قرارداد به پايان رسد با اطمينان خاطر ، شادمان جلسه را ترك گفت . پس از اينكه به سفارت بازگشتيم ، و براى رفع خستگى پشت ميز نشستيم ، سفير كه از موفّقيّت خود در گذراندن قرارداد سخت به وجد آمده بود ، و خنده به لب داشت گفت : آقايان ، اكنون وقت آنست به شكرانهء اين موفّقيّت عظيم جشن بگيريم ، بخوريم و بياشاميم . ما به فرمان سفير شادى كرديم ، خورديم و آشاميديم ، اما مترجم سفارت نه در شادى ما شركت كرد ، نه خورد و نه آشاميد . او با اعتقاد و صلابت تمام به ما گفت : آقايان ، تا وقتى كه متن امضا شدهء قرارداد در اختيار سفير ما قرار نگيرد من هرگز به موفقيّت خودمان اطمينان ندارم ، و باور نمىكنم به هدف خود رسيدهايم . مهردار سلطنتى دربار عثمانى به نوانتل وعده داد كه پيش از فرا رسيدن شب ، متن بررسى و امضا شدهء قرارداد را براى او مىفرستد . اما نفرستاد . سفير از اين تأخير نگران و بددل شد ، و روز بعد كسى را در طلب آن فرستاد . چون آوردند و مطالعه كرد دريافت كه مادهء مربوط به ملل ديگر اروپايى از آن حذف شده است . از اينروى